شکست : نوشته استانیسلاو لم که بسیار مورد تشویق منتقدین قرار گرفته و حتی برخی آن را بعد از سولاریس، بهترین کتاب او می دانند. داستان از دو تکه مجزا ساخته شده که تنها یک نفر ارتباط میان دو بخش را حفظ می کند.
قسمت اول، در مورد مرد جوانی به نام آنگوس پارویس است که برای نجات چند نفر در جنگل برنام وود، واقع بر قمر تایتان. در واقع نه یک جنگل واقعی. بین دو تکه ثابت که زمین های اسفنج مانند هستند، دو پایگاه قرار دارد و میان آنها صخره های برفابی از هیدروکربن منجمد. یعنی یخی از جنس پلیمر که حتی در صفر درجه سلسیوس هم ذوب نمی شد. همچنین تایتان دارای آب فشان هایی است که هر بار از جای ناشناخته ای بیرون می زنند و این بخاطر هسته داغ کره است. مشکل فرو رفتن در سطح این یخ است. دیگلا ها ( ماشین های بزرگ که انسان آنها را می پوشید ) می توانند به زحمت از گودال ها بیرون آیند و تا فشار صد اتمسفر بر سانتی متر مربع را هم تحمل می کنند.
بطور علمی یعنی این: تایتان که سریعتر از زمین و سایر سیارات داخلی در حال سرد شدن بود، حجم های بزرگی از گاز تحت فشار را در خود حبس کرده بود. این گاز که به طور لایه لایه در پوسته تایتان جمع شده بود به ریشه آتشفشان های قدیمی و مجرا های زیر زمینی مواد مذاب که شبکه ای چند صد کیلومتری را می ساختند، فشار می آورد. این گاز ها در اشکال های طاقدیسی و ناودیسی به فضای بیرون راه یافته و به شکل ترکیب های فرار و پر فشار فوران می کردند. این مخلوط به علت داشتن دی اکسید کربن به شکل برف در می آمدو باد ها این لایه قطور را روی دشت ها و دامنه کوه ها می خواباند.
پارویس برای پیدا کردن دوست خود پیرکس ( قهرمان مورد علاقه لم در دو داستان دیگر " قصه های خلبان پیرکس " و " قصه هایی دیگر از خلبان پیرکس " ) وارد این جنگل می شود. اما دیگر بیرون نمی رود. چون دیگلای او سرنگون شده و شیشه جلویی آن می شکند. پارویس هیچ راه نجاتی ندارد. پس دکمه آبینه ساز را فشار می دهد و مرگی سریع را تحمل می کند، به این امید که در آینده قدرت لازم برای زنده کردن او کشف شود.
بخش دوم، مربوط به داستان ستی و پیدا کردن هوشمند فرا زمینی است. میلیارد های سرمایه گذاری شده در رادیو تلسکوپ هایی که پرتو های رسیده از میلیون ها ستاره و کهکشان را دریافت می کردند، در نهایت نتایجی را در قالب کشفیاتی تازه به دست داد، اما هیچ موج رادیویی خبری از دیگر هوشمندان نداد.
تلسکوپ های مداری در فضا چندین بار جریان بی همتایی از تابش را دریافت کردند که آتش امید را در دل ها شعله ور ساخت. اگر اینها علایمی معنی دار بودند، متاسفانه طول مدت دریافتشان بسیار کوتاه بود، چون علایم قطع شده و دیگر بازنگشتند. چون نتوانستند این پدیده ها را توجیه کنند، آن را پدیده ای ناشی از ماده ستاره ای دانستند.
سپس دانشمندان فهرستی طولانی از شرایط را تهیه کردند که هر فرستنده دسته علایم فرا زمینی، می بایستی حایز آنها می بود. اما این هم نتیجه نداد.
به همین دلیل نتیجه ای بد بینانه گسترش یافت که زمین را سیاره ای بی همتا می دانست. اما طبق اصل اختر فیزیک، شمار عظیم ویژگی های کیهانی ماده و انرژی که " اصل آنتروپی " را اقتضا می کرد، نشان می داد که که در کیهانی که موجودات هوشمند دارد، باید توقع زایش حیات در خارج از زمین هم داشت.
حیات در سیاراتی بی شمار سر بلند کرد. جرقه های مختلف هوش روی می نمود، اما عمری کوتاه داشت. پیدایش در مرحله پیش هوشمند میلیارد ها سال طول می کشید. اما بعد در عرض دویست هزار سال به اوج تمدن و فناوری می رسیدند و از درک دیگر گونه ها باز ماندند. حتی برخی نژاد ها امکان داشت بر اثر بلایای طبیعی زود تر از حد معمول نابود شوند.
پس پیدایش و تکامل موجود هوشمند را برنامه ریزی کردند. در آغاز محدوده ای بود که فناوری اولیه را شامل می شد و آغاز آن با پیدایش ابزار های مکانیکی و انتهای آن را ابزار های اطلاعاتی شامل می شد که بطور متوسط هزار سال از عمر نژاد را می گرفت. هزاره بعدی، محل علم اطلاع رسانی و زیست شناسی است. یعنی جایی که نژاد می توانست به خلق موجود زنده در طبیعت بپردازد. مرحله بعدی قابل پیش بینی نبود و هر گونه بنا بر اقتضا های گوناگون، راهی را ادامه می داد.
اینطور پیش بینی شد که گروهی محدود این راه را ادامه داده، به حمایت و جانبداری از طبیعت و محیط زیست بر می خیزند. و البته در این میان، جای چندانی برای ارتباط میان ستاره ای باقی نمی ماند.
حالا به مفهوم " روزنه تماس " می رسیم. این عبارت به معنی بازه ای از زمان است که طی آن موجودات هوشمند پیشاپیش به سطح بالایی از علوم کاربردی رسیده، اما هنوز دست به کار تحول هوش طبیعی نشده باشند. یعنی چیزی شبیه به مغز بشر.
با معیار های کیهانی، روزنه تماس لحظه ای بیش نبود. از مشعل زرین تا چراغ نفتی، شانزده هزار سال فاصله بود و از چراغ نفتی تا لیزر، صد سال. افزایش دانش در آغاز زمان روزنه تماس صعودی و در پایان آن، به مانند نمودار هذلولی بود. رقم بهینه این دوران را، بین هزار و هشتصد تا دو هزار و پانصد سال رقم زدند. خارج از روزنه، همه جا سکوت بود. جوانتر ها قادر به برقراری ارتباط نبودند و پیر ها، یا در را به روی خود می بستند یا با تجهیزات سریعتر از نور ارتباط برقرار می کردند.
برای برقراری ارتباط، سیاره ای به نام کوئینتا در منظومه بتا از کهکشان هارپی انتخاب شد. در این مدت سفینه اوریدیس وارد لنگرگاه زمانی تپ اختر هادس می شد، هرمس را به سمت کوئینتا می فرستاد، منتظر بازگشت آن می شد و سپس با مانوری ادراک ناپذیر به نام " گذر از چنبره وارون گاهی " به سمت زمین بر می گشت. در این صورت هشت سال پس از آغاز سفر، دوباره در نزدیکی خانه بود. اگر این کار صورت نمی گرفت، کل سفر نیاز به زمانی در حدود دو هزار سال داشت.
برای شرح این مانور، کمی از رمب اختر بدانیم. برای توصیف آن از قضیه ای به نام " پیاز زمانی " استفاده می شود. همانطور که پیاز در محاصره لایه های متعدد است، یک رمب اختر در حال نوسان هم در محاصره زمانی بود که بر اثر گرانش یا به بیانی دیگر، بر اثر لایه بندی بغرنجی از فضا – زمان خمیده شده بود. از دید ناظر دور دست، سیاهچاله همانند یک دیاپازون چندین ثانیه مرتعش بود. اما اگر در همان حوالی، روی خط تراز زمان دگرگون شده قرار می گرفت، ارقام ثبت شده بعنوان ساعت کهکشانی بی معنا می شدند. پس اگر سفینه به سیاهچاله می رسید که بگونه ای چند ظرفیتی پیوستار را تاب می داد و می توانست به موازات شیب جانبی وارد کنگره شده و سالیان سال در آن حوزه زمانی به عقب کشیده شده، باقی بماند. از دید ناظر دور دست، سفینه ناپدید می شد و پس از توقف ناپیدایش، دوباره همان جا ظاهر می شد.
رمب اختر در حال تپش، شکل های قرص و استوانه ای درست می کرد و دچار اعوجاج می شد. پس کندگاه و وارون گاه هایی پدید می آمد و چون از دید ناظر دور دست این جریان ها وجود نداشتند، برای بهره مندی از آنها تنها مجبور به ورود بود.
رمب اختر بالای صورت فلکی هارپی، بعنوان لنگرگاهی برای اوریدیس محسوب می شد. بعنوان محل اختفا و انجام دادن مانور های زمانی. رمب اختر هادس نام داشت، چون پیش از اوریدیس، سفینه ای بی سرنشین و یکبار مصرف به نام اورفئوس به آنجا می رفت و سیاهچاله را با بسامد و دامنه طبیعی خود به نوسان وا می داشت. این کار را هم با استفاده از تشدید گرانشی انجام می داد. با این کار، هادس یک بار منقبض و یک بار منبسط می شد. از آنجا اوریدیس می توانست وارد جریان های کندگاهی شود. اما قبل از آن نیاز بود تا ثمربخش بودن سفر به کوئینتا تایید شود. و از آنجا که اورفئوس یکبار مصرف بود و فقط یک بار برای تخلیه گرانش همدوس قدرت داشت، مانور نمی توانست تکرار شود.
جریان به این خاطر حساس تر می شد که استفاده از کندگاه ها باید به درستی صورت می گرفت تا در کمتر از بیست سال بشود دوباره به نزدیکی خورشید بازگشت.
از دید سرنشینان اوریدیس، سفر هرمس فقط دو هفته طول می کشید. اما از دید سرنشینان هرمس یک سال و نیم. برای ناظری هم که در هیچکدام نبود، کار هرمس نه ساله انجام می شد. طبق تجزیه و تحلیل، اوریدیس بوسیله هادس از جمعه به شنبه برده شده، سپس دوباره به جمعه برگشته و به مکان فضایی بیرون انداخته می شد. یعنی از کندگاه به وارون گاه سقوط می کرد و سپس دوباره به خط زمانی کهکشان باز می گشت.
جریان داستانی به خوبی پیش می رود تا جایی که هرمس به کوئینتا رسیده و سعی می کند با نژاد هوشمند آن ارتباط برقرار کند.
چقد حرف زدم! شرمنده و ببخشید که یک کم پیچیده بود. در هر صورت شیرینی کتاب فقط به همین بخش های علمی بود، چون به علت اینکه علمی – تخیلی سخت است، جریان داستانی چندان جالبی ندارد.
من تاپیک همین کتاب را در بخش علمی تالار های گفتگوی آکادمی هم ایجاد می کنم. علاقمندان می توانند به http://www.fantasy-academy.org ، بخش تالار های گفتگو مراجعه کنند.
در مورد دفعه بعد از الان چیزی نمی دانم. ولی اگر کمی فاصله افتاد، به بزرگی خودتان ببخشید. خدانگهدار. حرف من هم یادتان نرود! " کتاب خوان باشید "
+ نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت1385ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
نجوم به زبان ساده : سلام. برای به دست آوردن کتاب " شکست " به مدت زمان زیادی احتیاج دارم و تا آن زمان، شما را دعوت می کنم تا کمی با علم مورد علاقه من آشنا شوید.
نجوم یا همان ستاره شناسی، علمی است که به بررسی کاینات و وضعیت اجرام آسمانی می پردازد. در ضمن، بد نیست بدانیم که نجوم بیشتر از 60% از کتاب های علمی – تخیلی را تشکیل می دهد و به همین علت به نظر من برای کسانی که به این کتاب ها علاقه دارند، مفید است.
کتاب نجوم به زبان ساده، نوشته مایر دگانی عامترین منبع این علم برای دوستداران تفریحی ستاره شناسی محسوب می شود. تا به حال هزار نوع چاپ مختلف از این کتاب دیده ام و خوشبختانه تا به حال اصلا مهجور باقی نمانده است. اصل کتاب شامل دو جلد است. جلد اول، کلیات، ستارگان و کهکشان ها و جلد دوم، منظومه شمسی.
همه چیز از چگونگی آغاز جهان شروع می شود. کتاب حتی بخش مستقلی دارد که چگونگی ساخت یک تلسکوپ دستی را آموزش می دهد. البته برای ما فقط به درد خواندن می خورد، چون با روش هایی که این کتاب ذکر کرده ( سابیدن عدسی، استفاده از پایه قیر و ... ) بهتر است تلسکوپ حاضری بخرید!
کتاب سیاه و سفید است، اما در میان بعضی از فصول چند عکس که هیچ ربطی به مبحث قبل از آن ندارد، وجود دارد که بطور رنگی و روی کاغذ روغنی چاپ شده است. بیشتر به نظر می رسد این کار انجام شده است تا توجه خریداران جلب شود.
اگرچه به گفته خودش نجوم به زبان ساده است، اما به نظر من در حد زیادی اطلاعات کافی می دهد. حتی فرمول های این علم در مورد ثابت هابل، قوانین کپلر و سایر موارد را ذکر می کند. جالب ترین بخش ها به نظر من یکی نقشه خوانی است و دیگری منظومه شمسی.
در قسمت نقشه خوانی، یک نقشه بزرگ از صور فلکی آسمان وجود دارد که از روی آن آموزش کوتاه و مختصری در مورد پیدا کردن یک صورت فلکی خاص در آسمان می دهد و افسانه ها را هم ذکر می کند.
بخش منظومه شمسی بسیار شگفت انگیز تر است. هر سیاره بطور جداگانه با تمامی خصوصیات خود معرفی شده است. هیچی باقی نمانده. زاویه دایره البروج، گرانش، خروج از مرکز، دوره تناوب، سرعت مداری، قطر، مساحت رویه، حجم، جرم، چگالی، سرعت گریز، اشعه ورودی خورشید، نسبت بازتاب، دما و قمر ها، همگی ذکر شده اند.
اگر کتاب را تهیه کردید، پیشنهاد می کنم حتما بخش ماه و دو سیاره پلوتون و نپتون را مطالعه کنید که بسیار جذاب و شگفت انگیز است.
این بار نمی گویم خواندنش به نخواندنش می ارزد. چون بستگی به خود فرد دارد. اگر علاقه دارید، می ارزد و اگر ندارید خوب ... میل خودتان است. اما برای مبتدیان خیلی مناسب است.
خوب، تا معرفی " شکست " دیگر چیزی نمی نویسم. خدانگهدار و کتاب خوان باشید!
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط شیرین
|
شب پیشگویی : نوشته پل استر، رمانی اجتماعی از روابط بین انسان ها. این رمان به روش داستان در داستان نوشته شده است. مانند هزار و یک شب که خود یک خط سیر اصلی دارد و داستان های دیگری را به عنوان زیر مجموعه شامل می شود.
روایت اصلی مربوط به نویسنده جوانی به نام " سیدنی ار " است که بعد از یک دوره بیماری طولانی، با دیدن یک دفتر آبی رنگ و ساده دوباره میل به نوشتن پیدا می کند. داستان بر محور همین فرد، همسر او و پدرخوانده همسرش که یک نویسنده بزرگ و از حامیان اوست شکل می گیرد.
روایت دوم داستان مردی به نام " نیک باون " است که سیدنی داستان زندگی او را در دفتر آبی رنگ می نویسد. چیزی پر از کشمکش های روح انسانی با چیزی که واقعا می خواهد. ماندن یا رفتن و ادامه دادن یا قطع کردن؟
روایت سوم داستانی است که نیک در طول داستان خود با آن آشنا می شود به نام " شب پیشگویی ". روایت مرد جوانی که در جریان جنگ اول جهانی بینایی خود را از دست می دهد، اما در مقابل قدرت پیش بینی آینده را به دست می آورد.
روایت " نیک باون " به بحران های فکری و روحی سیدنی برمی خورد و ناتمام می ماند. اما شب پیشگویی از همان آغاز پایانی روشن دارد و تقریبا با زندگی خود سیدنی هماهنگ است. چیزی که به او اجازه می دهد تا با دیدی بهتر و روشن تر به اطراف خود بنگرد و نزدیک ترین آشنایان خود را بیشتر بشناسد.
داستان اصلی با همین موضوه خاتمه پیدا می کند. به نظر من، چیزی که درون کتاب بود با خلاصه پشت جلد آن زمین تا آسمان تفاوت دارد. پشت جلد مژده می دهد که با یک رمان جادویی طرف هستید. دفتری آبی رنگ که نویسنده را در چنگال خود می گیرد و باعث بحران در زندگی او می شود! عجیبا غریبا!
اما در کل اصلا اینطور نبود و چه بهتر! چون خود داستان بسیار جالب بود و نیازی به طول و تفضیل نداشت. قلم پل استر واقعا جادویی است و ترجمه خوب، آن را تکمیل می کند. در کل نظر من این است که خواندن آن واقعا به نخواندش می ارزد! راستی، فکر نکنم زیر 15 سال حوصله این جور کتاب ها را داشته باشد، اما خوب بهتر است باز هم نخواند!
دفعه بعد " شکست در کوئینتا "، نوشته استانیسلاو لم را خواهیم داشت. گرچه قبلا آن را در آکادمی معرفی کرده ام، اما آن فقط تشویقی برای خواندن بود. اما دفعه بعد کمی نقد و بررسی هم ( گرچه ما چندان از این کار ها بلد نیستیم ) وجود خواهد داشت. موفق و سربلند و پیروز و " کتاب خوان " باشید!
+ نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
محافظین کهکشان : نوشته لوییس لورنس، کتابی علمی – تخیلی و رده بندی شده برای نوجوانان. اما اگر علمی – تخیلی می خوانید، این را نباید از دست دهید. چون برای اولین بار قالب های جدیدی در این ژانر را می توانید ببینید.
در تعریف علمی – تخیلی، روبات موجودی احمق است که فقط از دستورات پیروی می کند. نظر نمی دهد، شکایت نمی کند و خارج از محدوده منظق نمی تواند عمل کند. اما روبات های این داستان مانند انسان هوشمند هستند.
به نظر نویسنده احساسات از فکر حاصل می شوند، پس روبات هم می تواند احساس کند. به همین دلیل " واحد ارگ " از سختی کار خودش شکایت می کند. البته نه در جلوی رییس خود، اما وقتی به اعتصاب تشویق می شود، ابزار کارش را به زمین می اندازد و اعلام می کند تا زمانی که تعمیر نشود و برنامه ریزی خاصی برای کار های او صورت نگیرد، دیگر کار نخواهد کرد.
و روبات " کوارم " که برای فرار از اوراق شدن، به جبهه مخالف فرار می کند و در خواست پناهندگی سیاسی می دهد!
البته اصل داستان اصلا ربطی به این روبات ها ندارد. قضیه به این بر می گردد که آیا انسان برای سعادت باید به زور راهنمایی شود یا نه، خودش بعد از کش و قوس های فراوان بلاخره به آن می رسد؟
هسته اصلی داستان خیلی پیچیده است و شما با خواندن هر خط یک نظر خواهید داد. اما در آخر، وقتی همه چیز تمام می شود می فهمید که نتیجه از همان آغاز جلوی چشمان شما بوده است.
بیشتر از این درباره داستان نظر نمی دهم که لطفش از بین می رود. اما خیلی کتاب مفیدی است. حتما بخوانید و لذت ببرید.
مطلب بعدی شاید " شب پیشگویی " باشد. موفق و کتاب خوان باشید!
+ نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
چشم سوزن : نوشته کن فالت، رمانی جاسوسی در مورد جنگ جهانی دوم. داستان درست در زمانی رخ می دهد که متفقین نیروی دروغینی را در قسمتی از خاک خود جمع کرده اند و قصد دارند بوسیله آن، آلمان را گمراه کنند. اما در حقیقت قوه اصلی آنها در جای دیگری پنهان است.
فقط یک جاسوس آلمانی با اسم رمز " سوزن " این موضوع را می داند و سرنوشت جنگ دوم جهانی فقط در دستان اوست. اگر پیام را به موقع به هیتلر برساند، متفقین نابود خواهند شد.
البته جریان تاریخی به واقع درست است، اما جریان این جاسوس فقط از تراوشات تخیلی ذهن نویسنده نشات می گیرد. به گفته خود کن فالت : " ما می دانیم که آلمان ها نشانه هایی را که به منظور مشاهده شدن بوجود آمده بود، دیده بودند. همچنین می دانیم که به امکان حیله مشکوک شده بودند. و می دانیم که به سختی تلاش کردند تا حقیقت را دریابند.
تا اینجا تاریخ است و من حقایقی را که هم اکنون در کتاب های تاریخ نباشد، نیافته ام. آنچه به دنبال می آید داستان است. با این حال گمان می کنم که چیزی چون این وقایع می بایست روی داده باشد. "
بله. و جمله زیبای دیگری از مجموعه تاریخ انگلستان :" آلمان ها تقریبا به طور کامل فریب خورده بودند – تنها هیتلر درست حدس زده بود، و او در پشتیبانی از احساسش مکث کرد ... "
واقعا کتاب جالب و پر هیجانی است. اگر کمی به وقایع روی داده در جنگ جهانی دوم علاقه دارید، خواندن این کتاب را پیشنهاد می کنم.
اما فکر می کنم کتاب " ماموریت بالاتر از خطر " در این زمینه جالب تر و خیلی خیلی بهتر باشد. اما از آنجایی که الان به این کتاب دسترسی ندارم، متاسفانه نمی توانم مشخصات آن را ذکر کنم. اما آن هم کتابی بود ترکیب شده از واقعیت، خیال، طنز و تراژدی. هر دو تا را برای خواندن پیشنهاد می کنم و اصلا محدودیتی ندارد.
کتاب بعدی احتمالا " محافظین کهکشان " خواهد بود. کتاب خوان باشید!
+ نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت1385ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
انجمن شاعران مرده : نوشته ان.اچ.کلاین بام و بر اساس فیلمنامه ای از تام شولمن. احتمالا فیلم آن را که محصول کمپانی motion pictures و با بازی رابین ویلیامز ساخته شده است را دیده اید.
اما برای کسانی که فیلم را ندیده اند، کمی از داستان را شرح می دهم. داستان در سال 1952 و در آمریکا می گذرد. جایی که خانواده ها برای اطمینان از پذیرفته شدن پسرانشان در سری دانشگاه های Ivy League ( شامل هاروارد، پرینستون و ... ) آنها را در دبیرستان ولتون ثبت نام می کنند و داستان بر پایه چند دوست شکل می گیرد.
قوانین و آداب مدرسه به شدت سختگیرانه است. حتی نوع ورزشی که دانش آموزان می توانند در اوقات فراغت انجام دهند از قبل تعیین می شود. اما تمامی این اوضاع با ورود معلم جدید زبان انگلیسی ( رابین ویلیامز ) تغییر می کند. او در مدت کوتاهی بسیاری از رسوم دبیرستان را تبدیل می کند.
انجمن شاعران مرده نیز اسم گردهمایی پنهانی در زمان تحصیل این معلم است که در آن دختران و پسران به دور از چشم مسئولین مدرسه، در یک غار جمع می شدند و اشعار مورد علاقه خود را می خواندند. و حال بچه ها تصمیم می گیرند تا دوباره این انجمن را بازگشایی کنند.
اوضاع زمانی پیچیده تر می شود که بچه ها ناگهان از حال رخوت و منفعلی که در مقابل مدرسه و خانواده داشته اند بیرون می آیند و تصمیم می گیرند تا بر پایه علایق خود زندگی کنند.
در کل داستان بسیار جذاب و کم حجمی است که برای تمامی سنین مناسب است و مشکل خاصی ندارد. مخصوصا فصل های پایانی کتاب خیلی جذاب و دوست داشتنی می شوند. به نظر من که زیبا ترین صحنه کتاب جایی است که بچه ها برای خداحافظی با معلم خود از میز های خود بالا می روند و روی آن می ایستند. عکس روی جلد کتاب هم، همین صحنه از فیلم است.
در کل این از آن کتاب هایی است که پیشنهاد می دهم حتما بخوانید و از دست ندهید. برای مطلب بعدی هنوز کتاب خاصی مد نظر ندارم. باید اجازه دهید به اندوخته های خود سر بزنم و دست پر برگردم. پس تا آن موقع " کتاب خوان باشید! "
+ نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1385ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
مفهوم فانتزی : طبق تعریف آکادمی فانتزی و بعد از بررسی و تبادل نظر، فانتزی عنوان داستان هایی شد که یکی از سه عنصر زیر را شامل می شدند :
1- جادو و جادوگری
2- نبرد اسطوره ای بین خیر و شر
3- موجودات غیر عادی و ماورای واقع
یعنی هر داستانی که یکی یا چند تا از این مفاهیم را در خود داشت، عنوان " داستانی در ژانر فانتزی " نام می گرفت. داستان فانتزی و علمی – تخیلی قرابت های بسیاری دارند. از جمله اینکه هر دو معمولا جریانی خلاف عادت را روایت می کنند. گرچه داستان های علمی – تخیلی امکان تحقق، حال در آینده ای دور را هم دارند.
از جمله داستان های فانتزی، بطور اختصار می توان کتاب های زیر را نام برد:
سری داستان های هری پاتر – نوشته جی.کی.رولینگ
سرزمین اشباح، دمونیتا – نوشته دارن شان
مجموعه کامل ارباب حلقه ها ( 15 جلد ) – جی.آر.آر.تالکین
مجموعه دنیای مسطح – تری پرچت ( به فارسی ترجمه نشده است )
برج سیاه، تفنگدار و ... – استفن کینگ ( به فارسی ترجمه نشده است )
سابریل – گرت نیکس
مجموعه آرتمیس فاول – اوئن کالفر
در جستجوی دلتورا، داستان های روون – امیلی رودا
سه گانه کوه های سپید و سه گانه شهریار آینده و سه گانه گوی آتش – نوشته جان کریستوفر
دختر شاه پریان – نوشته لرد دانسنی
دراکولا – نوشته برام استوکر
حیطه علمی – تخیلی، بسیار تخصصی تر از ژانر فانتزی است و نویسندگان شاخص آن عبارتند از :
آیزاک آسیموف
آرتور.سی.کلارک
فرد سابرهاگن
رابرت.ا.هاین لاین
استانیسلاو لم
ری برادبری
اچ.جی.ولز
ژول ورن
که دو نام اول، غول های این بخش محسوب می شوند. تعدادی از کتاب های علمی – تخیلی عبارتند از :
مجموعه بنیاد – آیزاک آسیموف
ادیسه های فضایی – آرتور.سی.کلارک
شکست ناپذیر، شکست در کوئینتا – استانیسلاو لم
پایگاه روبات های شورشی – فرد سابرهاگن ( به همراه شش نویسنده دیگر )
آسیموف اولین کسی بود که قوانین سه گانه روبوتیک را مطرح کرد. مجموعه مشهور او که این قوانین را رعایت می کند و جمع آوری داستان های پراکنده اوست، سری " من روبوت " است. شاید فیلم آن را که با بازی " ویل اسمیت " ساخته شده بود، دیده باشید.
ژانر فانتزی و علمی – تخیلی گسترده تر از آن است که بتوان در چنین مقاله ای اشاره ای هر چند کوچک به آن داشت. در هر صورت، کتاب های علمی – تخیلی گرچه روایت های غیر واقعی تعریف می کنند، در عین حال از چنان علمی برخوردار هستند که نمی توان تاثیر منطقی آنها را انکار کرد.
و اما نمایشگاه کتاب! به طور عمده بیشتر این کتاب ها را می توان در نمایشگاه پیدا کرد. اما باید انتشارات خاص این موارد را دانست که می توان به " پاسارگاد " ، " دایره "، " قدیانی "، " بنفشه "، " زهره " و " کاروان " اشاره کرد.
اما مهمترین خبری که تا به حال شنیدم و باید به خاطر آن از پوزیترون تشکر کنم، انتشار یک کتاب از آسیموف است که تا به حال چاپ نشده بود. " پایان ابدیت " از انتشارات " جوانه رشد ". جای بسی خوشبختی است.
همچنین جلد چهارم " آرتمیس فاول "، جلد دوم " دمونیتا " و احتمالا یک مجموعه جانبی برای " دلتورا ".
در کل برای کسانی که تازه پا در این راه گذاشته اند چند پیشنهاد دارم : علمی – تخیلی را با آسیموف شروع کنید. از اول به سراغ کسی مانند استانیسلاو لم نروید که به سرعت برق و باد از علمی – تخیلی پشیمان می شوید. چون این نویسنده لهستانی الاصل، بیشتر در زمینه علمی – تخیلی سخت ( ژانری که در آن بیشتر تمرکز نویسنده بر خصوصیات مهندسی است و جریان داستانی پر کششی را دنبال نمی کند. ) کار کرده است و از دو کتاب یاد شده، دومی یعنی " شکست در کوئینتا " را برای آخر کار بگذارید.
آسیموف قدم به قدم با شما راه می آید. مجموعه های دلنشین او بخصوص " لاکی استار " را به شدت پیشنهاد می دهم و بهتر است کمی تا قسمتی هم نجوم بدانید. بعد می توانید پایگاه روبات های شورشی را بخوانید. البته کلارک هم چندان مشکل نمی نویسد. به نظر من که بهترین کتاب او " ریشتر 10 " است. اگر پیدا کردید، از دست ندهید.
در کل کتاب برای علمی – تخیلی خواندن زیاد است. در فانتزی هم شاخص ترین ها در حال حاضر کتاب های خانم رولینگ ( که همه در تب و تاب جلد آخر هستند ) و دارن شان هستند. البته تعداد کتاب ها بسیار بسیار بیشتر از این هست. اما تا جایی که ذهنم کار می کرد، اسامی کتاب ها را نوشتم.
خوشحال می شوم که اگر مورد دیگری بود به من تذکر دهید و باز هم : " کتاب خوان باشید!"
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1385ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط شیرین
|
آشیانه کرم سفید : نوشته برام استوکر که داستان " دراکولا " را هم در بین آثار خود دارد. هر چه این داستان دراکولا جالب و ترسناک و پر کشش است، داستان آشیانه کرم سفید بی مزه و یخ و غیر جذاب است. ولی پیرو شعار خودم که " هر کتابی شروع می شود باید تمام شود " و چون قبلا سهمیه تخطی از این قانونم پر شده بود، تا آخرش را خواندم.
داستان در مورد مرد جوانی است که در قرن نوزدهم، به انگلستان و خانه اجدادی خود باز می گردد. به جایی که در تاریخ باستان، مرکز پادشاهی مرسیا بوده است. تمامی خانه ها تاریخی و بیشتر از 200 سال قدمت دارند.
داستان به بیشه ای به نام " آشیانه کرم سفید " باز می گردد که زنی به تنهایی در خانه واقع در آن زندگی می کند. کل داستان جستجوی مرد جوان به دنبال همین کرم سفید است. اجازه ندهید واژه " کرم " شما را به اشتباه بیندازد. چون منظور از آن، ماری متعلق به دوران اولیه زندگی زمین است که اندازه ای برابر با دایناسور ها دارد. تنها در گذر زمان واژه " wyrm " که در زبان آنگلوساکسون به معنای اژدها یا مار بوده است، تغییر یافته و تبدیل به " worm " شده است.
به جز این داستان اصلی بی مزه، داستان موازی آن به مرد همسایه آنها بر می گردد که به دلیلی که معلوم نیست، یک دختر را زیر قدرت هیپنوتیزم خود می گیرد و بعد می کشد. هر چقدر صبر کردم تا دلیل این کار این مرد روشن شود، نشد که نشد!
در هر صورت، پیشنهاد خواندن آن را نمی دهم. کتاب های خیلی بهتری هم هستند. دفعه بعد، " انجمن شاعران مرده " را خواهیم داشت، نوشته کلاین بام. گرچه بعید نیست که فیلم آن را دیده باشید، اما لذت خواندن کتاب چیز دیگری است.
اولین سالگرد تاسیس فانتزی آکادمی هم خیلی خیلی مبارک! کتاب خوان باشید!
+ نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
مه : اثر جیمز هربرت. رمانی که در حدود ده تا پانزده سال بعد از پایان جنگ جهانی و در کشور انگلستان می گذرد. جایی که بر اثر یک آزمایش غیر رسمی وزارت دفاع، زمین شکاف بر می دارد و نصف یک دهکده به همراه آدم های آن را در خود فرو می برد.
اما این تازه اول ماجرا است. چون از شکاف مه زرد رنگی خارج می شود که اثرات منفی روی عقل و هوش بشری دارد. هر کس که در معرض آن قرار بگیرد دچار جنون مطلق می شود و ناگهان به این فکر می افتد تمام عقده ها و ناراحتی های درونی خود را جبران کند. آن هم به بدترین نحو. مثلا یک مستاجر با تبر به سراغ صاحبخانه خود می رفت، یا یک کارمند بانک که تمام عمر از رییس خود سرکوفت شنیده بود، او را در گاوصندوق بانک که فقط برای یک شب اکسیژن داشت زندانی می کرد.
استفاده از هیچ وسیله ای در مقابل آن ممکن نیست. از تمامی ماسک های اکسیژن عبور می کند و تنها اگر لباس سنگین سربی که برای مقابله با تشعشات اتمی ساخته شده است به تن داشته باشید، نجات می یابید.
در این میان یک نفر، که برای اولین دفعه با مه برخورد داشته است، دارای نوعی مصونیت در مقابل مه می شود و به دنبال نابودی آن می رود. بقیه اش هم در کتاب بخونید.
تنها موردی که برای من خیلی جالب توجه بود، این بود که در آخر داستان انسان را در این تعلیق باقی می گذارد که این مه که به آن " میکرو پلاسما " می گفتند، نوعی هوش هم در خود دارد که به همین دلیل برای نجات خود از نابودی به دست انسان ها پنهان می شده است. این را به طور کامل اثبات نمی کند. تنها می گوید که چنین امکانی هم هست.
صحنه هایی که در آن انسان های دیوانه به جان هم می افتند اصلا جالب نیست. به همین خاطر آنهایی که در این مورد حساس هستند به سراغ کتاب نروند. تا حدودی مانند داستان و فیلم " رزیدنت اویل ". حتی جانوران هم دیوانه می شدند. در کل، خواندن آن بهتر از نخواندن است.
داستان بعدی به احتمال بسیار زیاد، " آشیانه کرم سفید " از برام استوکر ( نویسنده دراکولا ) خواهد بود. کتاب خوان باشید!
+ نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
سالامبو : اثر گوستاور فلوبر. یک رمان که تاریخ تمدن کارتاژ را بررسی می کند. بیشتر بخش تاریخی داستان بر اساس واقعیت و در پی تحقیقات گسترده فلوبر نوشته شد. اما قسمت رمان کاملا بر اساس تصورات و هنر نویسنده به رشته تحریر در آمده است.
داستان از جایی شروع می شود که مزدوران بربر که کارتاژ ها آنها را برای جنگ استخدام کرده اند، به طلب مزد خود به این شهر می آیند. بزرگان و مجلس سیست ابتدا تصور می کند که قادر هستند از زیر باز حجم زیادی از نقدینگی و غلات که به این مزدوران بدهکار شده اند، شانه خالی کنند. اما جریان به طوری پیش می رود که این تقلب، کار را به جنگ های بزرگ می کشاند. در دنیای واقع هم، درست به همین منوال اتفاق افتاده است.
سالامبو، دختر بزرگترین فرمانده نظامی کارتاژ است. در بزمی که در باغ پدر او، هامیلکار برکه، برای مزدوران جنگی بر پا شده است، یکی از بربران به او دل می بندد و بار داستانی تقریبا همین است.
توصیفات آنچنان فراوانند که گاهی از خط اصلی داستان خارج شده و انسان را به دنیایی دیگر می برند. برای توصیف الهه ها و خدایگان کارتاژی نهایت هنر به کار رفته است. گاهی بیشتر از دو صفحه به تشریح جایگاه الهه ها یا خانه هایی پرداخته شده است که در داستان نقش مهمی دارند.
حجم کتاب چندان زیاد نیست، اما چون نثر بسیار مشکلی دارد مدت زمان زیادی وقت برای مطالعه می طلبد. شاید به همین دلیل حتی در میانه راه و همان اول داستان از خواندن باقی آن پشیمان شوید. چون تا فصل های میانی، اتفاق خاص و جالب توجهی که انسان را به ادامه دادن داستان جذب کند، پیش نمی آید.
هیچ مشکلی ندارد و همه سنین می توانند آن را مطالعه کنند. اما اگر کسی زیر 16 سال آن را خواند و تمام کرد، جایزه دارد! برای اینکه خیالتان را راحت کنم نمی توانید، بخشی از کتاب را اینجا می آورم:
" از پلکانی دارای شش پله سیمین، به چار دیواری سوم برآمدند. درخت سدر بس تناوری در وسط آن سایه افکن بود. شاخه های پایینی آن غرق نوار های پارچه ای و گردنبند هایی بود که مومنان بر آنها بسته بودند. ماتو و اسپندیوس چند گامی برداشتند و نمای هیکل نمودار شد.
در کنار برجی چهارگوش، که بامش با هلال واره ای زینت یافته بود، دو رواق دراز کشیده شده بود که گچبری سرستون هایشان بر ستون های کلفت و کوتاه قدی جای داشتند. در گوشه رواق ها و در چهار کنج برج، مجمر هایی آگنده از گیاهان معطر خوشبوی افروخته بر پای بود. بر سر ستون ها نقش انار و کبست دیده می شد. طرح های اسلیمی، نقش های بادامی شکل و نگاره رشته های مروارید، یکی از پی دیگری، به روی دیوار ها دیده می شد؛ و پرچین گونه ای از مشبک کاری سیمین نیم دایره بزرگی جلو پلکانی مفرغی، که به سرسرا می رسید، پدید می آورد.
... "
این توصیفات همین طور در خلال پیشروی این دو نفر در معبد، تا آحر فصل ادامه پیدا می کند. نظر خود من هم این است که زیادی ادبی است و حوصله آدم را سر می برد. اما از آنجایی که هر کتابی شروع می شود، باید با موفقیت تمام شود، آن را می خوانیم و تمام می کنیم.
کتاب بعدی، " مه " اثر جیمز هربرت خواهد بود و خودتان هم می دانید دیگه!! " کتاب خوان باشید!"
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 9:4 قبل از ظهر  توسط شیرین
|
زمانی برای کشتن: نوشته جان گریشام. داستان وکیل جوانی به نام جیک بریگانس است که وظیف دفاع از یک متهم سیاه پوست در مقابل هیئت منصفه ای سفید پوست را بر عهده می گیرد. آن هم در آمریکا! جایی که کوکلوس کلان ( سازمان مافیایی نژاد پرستان آمریکایی) هنوز در قرن بیست و یکم وجود دارند و در راه خوار و خفیف کردن سیاه پوستان، از سر راه برداشتن هیچ کس نمی ترسند.
جریان بسیار پیچیده، اما جذاب و شیرین پیش می رود. البته در نظر کسی که به سیستم قضایی آمریکا علاقه هم داشته باشد.
زمانی برای کشتن نخستین کتاب جان گریشام و نزدیک ترین اثر به شخصیت او است. در این کتاب، شر در وجود یک یا چند فرد خلاصه نشده است. بلکه مناسبات حاکم بر جامعه است. سنت ها و قوانین غیر عادلانه، تبعیضات و فساد حاکم بر روابط اجتماعی.
کتاب در کل مطالب نامناسبی هم دارد که به همین علت پیشنهاد می کنم زیر 15 سال آن را مطالعه نکنند. البته با دیدن حجم کتاب، فکر کنم به خودی خود از خواندن پشیمان شوند!
باز هم می گویم. اگر به قضاوت و سیستم عدالتی آمریکا و سر در آوردن از آن علاقه ای ندارید، به سراغ این کتاب نروید. چون ناگهان از فصل های آغازین که داستانی پر کشش دارد، به فصل های طولانی میانی می رسد که در آن وکیل باید راهی برای نجات موکل خود پیدا کند. پس کاری نکنید که به خاطر فهمیدن آخر کتاب مجبور شوید آن را به زور بخوانید. چون این امر شما را بیشتر از خواندن دور می کند.
در کل، از تمام کسانی که نظر دادند تشکر می کنم. امیدوارم باز هم به این وبلاگ حقیر سر بزنند. قالب سایت هم عوض می کنم، با این امید که مشکلات آن برطرف شود.
کتاب بعدی، سالامبو اثر گوستاو فلوبر خواهد بود. البته زمان به روز رسانی بستگی به وقتی دارد که خودم کتاب را تمام کنم! کتاب خوان باشید!
+ نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط شیرین
|
امپراتوری ایران: نوشته دان ناردو، از مجموعه تاریخ جهان. همانطور که از اسم بر می آید، در باب تاریخ ایران نگاشته شده است. از آغاز، زمانی که اقوام آریایی در دشت ها و فلات های آن جای گرفتند، تا انقلاب اسلامی.
اولین مورد بسیار مهم کتاب، یک تاریخ نگار است که رویداد های مهم را بطور خلاصه و با ذکر تاریخ، در یک جدول نشان می دهد. می شود گفت تقریبا خلاصه ای از کتاب هم هست.
پیشگفتار کتاب نیز به این مطلب می پردازد که بیشتر تاریخ نویسان یونانی، به دلیل دشمنی که با ایران داشته اند، دائما این اسم را مورد تحریف و حمله قرار داده اند. به طوری که دیگر جدا کردن حقیقت از دروغ، به سختی امکان پذیر است. با این حال، تا جایی که ممکن بوده است، این کتاب از دیدگاه خود ایرانیان نوشته شده است و سعی شده در طی آن، بر خلاف یونانیان، قوم دشمن بد نموده نشود.
کتاب بسیار شیرین و دلپذیری است، با حجم کم که خواندن آن را در طی یک یا دو روز، به طور تفریحی ممکن می کند. جریانات فوق العاده زیبایی را بعنوان نکته، در گوشه و کنار ذکر کرده است که معمولا از کتیبه های پیدا شده، نقل می کند.
بطور مثال، تعریف باغ های معلق بابل از زبان یک مورخ یونانی: " در کنار استحکامات شهری، آنچه باغ های معلق نامیده می شد وجود داشت که توسط پادشاه بابل برای خوشایند همسر او ساخته شده بود. چون این زن که می گویند تبار پارسی داشت و در حسرت کوه های سرسبز میهن خود بود، از شاه درخواست کرد تا باغی شبیه سرزمین پارس برای او بسازد ... چون باغ مانند دامنه یک تپه شیب داشت و بخش های متعدد آن طبقه به طبقه روی هم قرار گرفته بودند، منظره کلی آن مانند یک باغ معلق بود... "
البته بیشتر کتاب به ذکر داستان های پادشاهی کوروش و داریوش می پردازد. اما بقیه را هم بطور خلاصه ذکر می کند. خواندن کتاب برای تمام سنین مفید است، و از آنجایی که ما هم ایرانی هستیم، بد نیست اگر کمی از تاریخ باستانی و پر افتخار سرزمین خود خبر داشته باشیم.
مطلب بعدی در مورد کتاب " زمانی برای کشتن " نوشته جان گریشام خواهد بود. کتاب خوان باشید!
+ نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 8:58 قبل از ظهر  توسط شیرین
|