تبليغاتX
Ear Splitting

Ear Splitting

منطقه مصیبت زده شهر - مجموعه داستان کوتاه

منطقه مصیبت زده : نوشته جیمز گراهام بالارد ( جی.جی.بالارد )

مجموعه داستان هایی کوتاه از جِی.جی.بالارد و از مجموعه کتاب های " نمایش وحشت ".

قصه های بالارد به رغم ظاهر آنها، در عمق پیچیده و چند لایه اند. بالارد سعی دارد لحظه هایی که زندگی آدمی بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر است، چه از سوی جهان بیرون و چه از سوی جهان درون ثبت کند.
خود او می گوید:" معتقدم اگر امکان داشت همه ادبیات موجود را پاک کنیم تا نویسندگان مجبور شوند از نو ادبیات بیافرینند، همه نویسندگان چه بخواهند و چه نخواهند چیزی خلق می کنند که به قصه علمی-تخیلی بسیار نزدیک است. هیچ قالب داستانی دیگری دارای فرهنگ نامه ایده ها و انگاره و تصویر های لازم برای پرداختن به زمان حال نیست، چه برسد به آینده."
بالارد بیشتر به ایده، خیال، خواب و کابوس علاقه دارد تا شخصیت پردازی یا دست کم شخصیت به معنای متعارف آن. واقعیت این است که قصه های بالارد به روانکاوی نزدیک تر است تا قصه متعارف.
مجموعه قصه های " منطقه مصیبت زده " ( که در انگلیسی به ناحیه ای گفته می شود که به علت زلزله، آتشفشان، سیل و مانند آن دچار ویرانی وسیع و آسیب فراوان و خسارات مالی و جانی شده است ) در سال 1967 به چاپ رسید.
خواندن داستان های بالارد تجربه تازه ای است. ورود به دنیای هراس ها و کابوس هایی است که برای انسان پایان هزاره دوم و آغاز هزاره سوم چندان دور نمی نماید و گاهی عملا چنان نزدیک است که آدمی به هراس می افتد.
مجموعه داستان های این کتاب:
• شهر
• انسان ناخودآگاه
• اکنون دریا بیدار می شود
• منهای یک
• آقای اف به ابتدای خود باز می گردد
• منطقه وحشت
• پستوی شماره 69
• مرد ناممکن
• مرغ توفان، خوابگرد توفان
دو داستان اول این مجموعه، در محیطی نسبتا مشابه رخ می دهند. دنیایی که از انسان سرشار است و تلاش برای لحظه ای تنهایی، امکان ندارد. " شهر " که در آن هر متر مکعب، تفاوتی نمی کند در کجا، زمین، آسمان یا هر کجای دیگر، قیمتی دارد. در حقیقت در کل داستان، اصلا نامی از آسمان به میان نمی آید. شهر آنقدر مرتفع است که عملا هیچ کس آسمان را تا به حال ندیده است. و " انسان ناخودآگاه " که شهری با اتوبان های 10 بانده دارد. دنیایی که از هر نوع لوازم زندگی، فقط یک مدل و یک مارک تولید می شود و همه در یک سطح زندگی می کنند. اما آیا برای انسان " ناخودآگاه " این امر حقیقت دارد؟
در " اکنون دریا بیدار می شود " اتفاقاتی شگرف در ذهن مردی رخ می دهد که سرانجامی عجیب و شگفت انگیز برای او رقم می زند. دنیایی که شب ها سرشار از آب می شود و تنها یک نفر قادر به دیدن این همه آب، و بانویی سفید موی و سیاهپوش در بالای تپه هاست.
" منهای یک " در تیمارستانی می گذرد که یکی از بیماران خود را گم می کند. بیماری که ناگهان ناپدید شده و هیچ اثری از خود باقی نمی گذارد. سرانجام داستان نیز، چیزی جز نشان دادن بیماری روانی خود مسئولان بیمارستان نیست.
" آقای اف به ابتدای خود باز می گردد " مفهومی بسیار پیچیده دارد. مردی که در انتظار تولد فرزند خود است، اما ناگهان تغییری بزرگ، او را به سرآغاز باز می گرداند.
" منطقه وحشت " باز هم تصویری از یک بیماری روانی و توهم است. اما توهمی که جان گرفته و از مرز دنیای ذهنی بیمار، خارج می شود.
" پستوی شماره 69 " تلاش انسان هایی است که می خواهند پس از خارج شدن موجودات در آب، در آغاز بوجود آمدن حیات بر روی زمین، دست به دومین کار بزرگ برای انسان بزنند و خواب را از او بگیرند. انسان هایی می خواهند که در تمام 24 ساعت شبانه روز بیدار و سرحال و با ذهنی فعال، قادر به انجام کار باشند. ولی این بار هم بیماری روانی است که جلوی این افراد را می گیرد.
" مرد نا ممکن " داستان ساده ای دارد. در دنیایی می گذرد که زاد و ولد به شدت کاهش یافته و افراد پیر، بیش از 80 درصد جامعه را تشکیل می دهند. دنیایی که قادر به بخشیدن عمر طولانی به انسان ها است، اما این انسان ها هستند که چنین هدیه ای را نمی پذیرند.
" مرغ توفان، خوابگرد توفان " داستان زمینی است که با استفاده از مواد شیمیایی آفت کش، جهشی بزرگ در آن رخ داده و پرندگانی غول آسا دارد که به انسان ها حمله کرده و آنها را نابود می کنند.

شاید عنصر مهم این مجموعه داستان " روانپزشکی " و کنکاو در ذهن آدمی باشد، اما نمی توان از مضامین علمی- تخیلی آن صرفنظر کرد. داستان " شهر " نمونه کاملا مشهود دنیایی است که شاید در آینده بوجود بیایید.

امیدوارم از مطالعه این کتاب لذت ببرید.


و شرمنده بخاطر این همه تاخیر در آپ کردن وبلاگ. قول میدم از این به بعد حداقل هفته ای یدونه به روز کردن داشته باشم. اینطوری هم از ساختن وبلاگ عذاب وجدان نمی گیرم، هم شما با کلی کتاب های خوب آشنا میشین و اوقات فراغتی میسازین، ساختنی!

ممنون، تا آپ بعدی


+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط شیرین  | 

مرد مصور - علمی تخیلی

 مرد مصور : مجموعه داستان های کوتاه از ری بردبری. بردبری یکی از علمی-تخیلی نویسان است که خودش را به این عنوان قبول ندارد! فقط داستان " فارنهایت 451 " خود را حایز این عنوان می داند.

مرد مصور در چاپ های گوناگون، داستان های متفاوت دارد و گاه داستان " مرغزار " را به " دشت آفریقایی " هم ترجمه کرده اند. تمامی داستان ها به هم مرتبط هستند.

مرد مصور، شخصی است که تمام بدن او با خالکوبی های جادویی پوشیده شده است. خالکوبی هایی که حرکت می کنند و تکان می خورند، و داستانی از آینده را نشان می دهند. هر قسمت، یک تکه از بدن اوست که آینده را نشان می دهد. راوی، شخصی است که شبی را در کنار مرد مصور می گذارند و داستان هایی که هر قسمت از خالکوبی ها تعریف می کنند را تماشا می کند.

بردبری را اگر علمی-تخیلی نویس بدانیم، باید او را در رده نویسندگان بخش نرم قرار داد. چون در آثارش، بیشتر به بخش روایی و داستانی و احساسی توجه دارد. حتی برخی داستان هایش شعرگونه است.

برخی از داستان های مرد مصور، واقعا تاثیر گذار است. مثل " باران طولانی" که خواننده درست مانند افرادی که این اتفاق برای آنها روی می دهد، احساس زجر و درد از باران می کند.

مرد مصور همه نوع ایده علمی-تخیلی را در خود دارد. تکنولوژی افسار گسیخته، سفر فضایی، مهاجرت به کرات دیگر، جنگ هسته ای، موجودات فرا زمینی، نابود کردن تخیل، سفر در زمان، همانند سازی انسان، جنگ های بین نژادی و حتی جادو و تخیل فرا تر از مرز عقل.

از مهم ترین داستان های این مجموعه میتوان به: کالئیدوسکوپ، بزرگراه، باران طولانی، آخرین شب جهان، نه شب- نه روز و شهر اشاره کرد.

برای صحبت بیشتر پیرامون مرد مصور و دیگر آثار ری بردبری، می توانید به آکادمی فانتزی، تالار های گفتگو، تاپیک مرد مصور مراجعه کنید. ممنون، و باز هم کتاب خوان باشید!

+ نوشته شده در  شنبه 10 تیر1385ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط شیرین  | 

نغمه های زمین دور دست - علمی،تخیلی

نغمه های زمین دور دست: که گرچه در فارسی " ماموریت آخر : تالاسا " ترجمه شده، اما اسم واقعی آن رجحان دارد.

نوشته آرتور سی کلارک، که عناوین بسیاری در داستان های علمی تخیلی دارد. " نغمه های زمین دور دست " در زمانی دور می گذرد. آینده ای که زمین نابود شده و دیگر خورشیدی باقی نمانده است. قبل از وقوع این اتفاق انسان ها به دانش دستیابی به منظومه های دیگر دست پیدا کرده اند و کلونی های بسیاری در نقاط گوناگون کهکشان ایجاد کرده اند.

داستان درباره یک سفینه است که با بار یک میلیون انسان، و با سرعتی سرسام آور که فناوری آن درست مدتی قبل از نابودی زمین اختراع شده است، به سمت سیاره ای می رود تا از آن زمین دیگری بسازد. در میانه راه، سفینه برای تعمیر سپر محافظ خود، در سیاره ای به نام تالاسا توقف می کند. جایی که قرار بوده در زمانی دور نطفه پاشی شود. اما احتمالات، وجود حیات در این سیاره را در حال حاضر نفی می کردند.

اما سرنشینان سفینه با سیاره ای سبز و آبی، مشابه زمین روبه رو می شوند که انسان های آن به خوشی و شادی در آن زندگی می کنند و از نوادگان اولین سفینه های نطفه پاش محسوب می شوند.

بیشتر داستان در تقابل میان این دو گروه می گذرد. کسانی که هیچوقت زمین را ندیده اند، و کسانی که خاطره مرگ سیاره مهد انسان را درون خاطر خود نگهداری می کنند.

فصل ها یک در میان نگارش شده است. خط داستانی از فصل دوم شروع شده و در فصل های زوج ادامه می یابد. و فصل های فرد، شامل نوعی تاریخ نگاری است که رفتار انسان های زمینی را در برابر وقوع این حادثه - نابودی زمین - نشان می دهد.

اگر داستان را بخوانید، در وهله اول داستان شگفت انگیزی انتظار شما را می کشد. اما با گذر زمان، شاید مثل من احساس کنید که فصل های فرد بسی جالب تر و جذاب تر از فصل های زوج است. اما باز هم به خود فرد و برداشت او از داستان بستگی دارد.

کتاب را اگر علمی تخیلی خوان هستید، بخوانید. چون در همان بار اول، فصل های فرد جذابیت آن را از بین می برد. کتاب خوبی است و به قول خودم، خواندنش به نخواندنش می ارزد!

در مورد کتاب های بعدی مطمئن نیستم، چون باید سری به کتابخانه بزنم. اما تابستون دستم پر خواهد بود. خوب، تا آپ بعدی، کتاب بخونید و لذت ببرید!

+ نوشته شده در  جمعه 2 تیر1385ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط شیرین  |