برون از سیاره آرام
برون از سیاره آرام یکی از کار های علمی-تخیلی این نویسنده است. داستان مردی که دزدیده شده و به سیاره ای به نام " مالاکاندرا " برده می شود. او در این سیاره که بعدا روشن می شود همان " مریخ " خودمان است، با سه نوع موجود هوشمند روبرو می شود که به همزیستی مسالمت آمیز رسیده اند و هر کدام با اینکه هنر خود را دارد، اما با به اشتراک گذاشتن آنها زندگی را به راحتی می گذرانند.
این شخص که رانسوم نام دارد، در ابتدا فکر می کند قرار است بعنوان قربانی نزد مریخی ها کشته شود. اما بعد می فهمد که اشتباه می کند و موجودات مریخ، از زمینی های روشنفکر هم بهتر زندگی می کنند!
رانسوم با نوعی حاکم به نام " اویارسا " ملاقات می کند که داستان های زیادی برای او دارد. طبق گفته او، تمامی سیارات درونی منظومه شمسی ( حد فاصل بین خورشید تا مریخ ) دارای نژاد هوشمند هستند و بر هر کدام، یک اویارسای خردمند حکمرانی می کند. زمانی در گذشته، اویارسای زمین عصیان کرده و تصمیم می گیرد باقی سیارات را تحت حکومت خود در بیاورد. اما بقیه نژاد ها با هم متحد شده و او را سر جایش می نشانند.
حال رانسوم ماموریت می گیرد تا به زمین بازگردد و با این اویارسا ی بد مبارزه کند. در آخر داستان، فصلی بعنوان ضمیمه به داستان اصلی متصل است که شخص خود نویسنده ذکر می کند با رانسوم ملاقات کرده و این داستان را از زبان او شنیده است. اما چون هر دو می دانسته اند انتشار چنین داستانی، فقط ناباوری در پی خواهد داشت، آن را بصورت داستان درآورده اند.
زبان مریخی هم بد نیست! در طی داستان با آن آشنا می شوید و یاد می گیرد که زمین در زبان مریخی " تولکاندرا " یا سرزمین آرام نامیده می شود. نام کلی داستان هم از این اسم مشتق شده است.
نظامی که سی.اس.لوئیس در داستان خود برای منظومه شمسی بوجود آورده است، واقعا زیبا و قابل توجه است. داستان گهگاه اشکلات عمده علمی دارد، اما زیاد مزاحم پیش رفتن نمی شود.
اگر " اودیسه مریخ " را خوانده باشید، این داستان را خیلی نزدیک به آن می یابید. منتهی برون از سیاره آرام، نسخه ای کمرنگ تر از داستان وین بائوم است.
به هر حال، خواندن یک داستان علمی-تخیلی از نویسنده ای که بخاطر نوشتن فانتزی مشهور است، خالی از لطف نیست.
کتاب خوان باشید!
