شکی نیست که معرفی کتاب کار خوب و نیک و پسندیده و مثبتی است که پرستیژ بسیار بالایی هم داره!! یعنی کسی که کتاب معرفی میکنه، اولا میخواد اعلام بکنه خیلی بیشتر از قشر عادی کتاب میخونه که قادره کتاب معرفی کنه، دوم میخواد بگه علاوه بر کتاب های زیادی که میخونه، یه درک و فهم دیگه ای نسبت به کتاب هایی که خونده به دست میاره و بابت همین تو معرفی کتاب میتونه موفق باشه.
مطلب خیلی ساده است و هر کس که همین هوا بهش دست داده باشه (همین که خیلی بافهم و کمالاته و دیدش متفاوت از دید عادیه!) میتونه دست به این کار بزنه و به انواع و اقسام روش ها کتاب معرفی کنه.
اما یه چیز رو نباید فراموش کرد. هدف اصلی از معرفی کتاب چیه؟ اینکه منی که دارم معرفی کتاب می کنم، اعلام کنم ایهاالناس دماغتون بسوزه که من این کتاب رو خوندم، یا نه، اینه که بگم ملت، این کتاب رو که شاید شما نخونده باشید من خوندم و بهتون پیشنهاد میدهم شما هم همین کار رو بکنید؟
واضح و مبرهنه که حرکت دوم! (کسی که ته دلش میگه حرکت اول هم بد نیست، خوب راست میگه. ولی مسئله اینه که انگیزه اش اگر اولی باشه، خیلی زود سوختش ته میکشه و میزنه تو جاده خاکی. چون بلاخره به یه جایی میرسه که قریب به اتفاق ملت می فهمند که ایشون بسیار کتاب خون تشریف دارند! کما اینکه راه های بهتری برای اعلام باکلاس و فهمیده و روشنفکر بودن هم وجود داره!!)
ولی برسیم به حرکت دوم که خیلی ایثارگرایانه، فداکارانه و مثبت نمایانه تره!!
فرض بگیریم من کتاب X رو خونده ام و از اونجا که از خوندن این کتاب خیلی کیف کردم و خیلی بهم مزه داده، با خودم میگم چطوره به فلانی بگم اون هم این کتاب رو بخونه که حیفه از دستش بده.
چطوری بگم؟
بگی هی فلانی، کتاب X رو بخون که خیلی باحاله؟
شاید در طیف کوچیک، اثر گذار باشه (مخصوصا اگر فلانی رفیقم باشه و من علاوه بر پیشنهاد خوندن کتاب، خود کتاب X رو هم چاشنی اش کنم و قرض بدم!)، ولی مسئله اینه که اگر میخوام به کسی که تا بحال ندیده ام و نمی شناسم و سلیقه اون فرد در کتاب خوندن رو نمی شناسم بگم کتاب X خیلی کتاب خوبیه، مسئله پیچیده میشه.
تا اینجا کار پیشنهاد کتاب X بود. ولی حالا میخوام X رو معرفی کنم تا یه نفر دیگه بدونه کتاب خوبی تو عالم هست که به خوندنش بیارزه و اگر رفت دنبال کتابی برای خوندن، X رو تو فهرستش لحاظ کرده باشه.
مسئله جایی سخت میشه که بدونیم بین معرفی کتاب و تعریف کتاب یه فاصله عظیم وجود داره، و معرفی X این نیست که بشینی از "ب" بسم الله اول تا ISBN پشت جلد رو تعریف کنی و بگی این بود معرفی من!
اما اگر نخوای این کار رو بکنی هم، کارت سخته! یعنی هم باید بگی کتاب خوبه، هم خوبی هاش رو طوری نگی که مزه اش نپره! مثلا وقتی دوستتون رفته سینما و میاد میگه عجب فیلم معرکه ای بود! چه فیلم باحالی بود! و بعد میشینه سیر تا پیاز ماجرای فیلم رو تعریف میکنه، با وجود تمام تعریف های دوستتون از باحال بودن فیلم، چون ماجرای اون رو فهمیدید باز هم میلتون میکشه برید پول بدید فیلم رو خودتون ببینید؟ نه اینکه همه این کار رو نکنند ها. ولی درصد عظیمی میگن ما که ماجراش رو میدونیم، دیگه واسه چی پول بدیم؟ حتی در برخی موارد، ماجرای فیلم رو برای یکی دیگه تعریف می کنند به اسم اینکه این فیلم رو تو سینما دیده اند. (اگر جای فیلم رو با کتاب عوض کنید، به عمق فاجعه ای پی می برید که واقعا روان فرسا است!)
برای اینکه باز یه ته انگیزه ای ته دل خواننده معرفی کتابت جا بذاری که حداقل 50 درصد جا برای خوندن اون کتاب بذاره، باید طوری معرفی کنی که مخاطبت یه طورایی تشنه تا لب دریا بره و برگرده! یعنی هم مشتاق به دونستن ماجرا و محتویات کتابش کنی، هم اینکه هیچی لو ندی که اون اشتیاق باعث بشه بره دنبال کتاب! انصاف بدید کار سختیه!
چطور میشه یه نفر رو به خوندن X علاقمند کرد، در حالی که نمیدونه چیه؟
بحث سلایق کار رو پیچیده تر میکنه. شاید یه نفر اولویت کتاب خونیش، مطالبی درباره تاریخ باشه. ولی حالا من میخوام یه کتاب علمی رو بهش پیشنهاد بدم، اگر از تمام خوبی هاش بگم، که صد در صد مخاطب فراری میشه! چون اولا نمیخواد یه معرفی کتاب علمی بخونه(!)، هم اینکه اگر هم بخونه همون براش کفایت میکنه و چه بسا ذخیره اطلاعات علمی یه سالش با همون معرفی کتاب برطرف بشه!
شاید اعلام کردن اینکه این مبحث علمی این روزها خیلی داغه و همه دارند در موردش حرف می زنند، راه بهتری باشه. اما امان از این مباحث داغ که حق باقی مطالب رو از بین میبرن!! توی معرفی کتاب هم همینه. یا باید کتابی از "کافکا" و "کوئیلو" و "میلان کوندرا" و "مارکز" معرفی کنی که ملت خوششون بیاد برن بخونن، یا اگر از یه نویسنده بی نام و نشون معرفی کردی، راهی نداری جز اینکه برای جلب نظر ملت، گوشه هایی از داستانش رو لو بدی!
بحث بسیار است! اما در کنار این مصیبت نامه معرفی کتاب، حرف دیگه ام اینه که، حس نمی کنید ادبیات شهرت زده شده؟ یعنی شما اینطوری نیستید؟ اینطوری که وقتی رفتید کتابفروشی، بجای نگاه به اسم کتاب ها، اول به اسم نویسنده ها نگاه کنید؟ بگید که حداقل شما اینطور نیستید!!
پ.ن: دارم کتابی میخونم که جون میده برای معرفی. اما همین مسئله که چطوری اون رو معرفی کنم که هم خواننده پیدا کنه، هم ماجراش لو نره، مغزم رو توی چرخه ای انداخت که حاصلش رو در بالا مشاهده می فرمایید!
پ.ن2: نظرگیری که در زیر لینک های پیوند مشاهده می کنید، تقریبا به مطلب بالا ارتباط پیدا می کنه. از رای دادن دریغ نکنید که برای درست کردن این نظرگیری خون دل خوردم!! (صنعت غلو!)
پ.ن3: تجربیات به من میگن مصرف پفیلا (... فیل) در بالا بردن راندمان کتاب خوانی بسیار موثر است. لطفا یک بار امتحان بفرمایید!