تبليغاتX
Ear Splitting

Ear Splitting

چند پیشنهاد

این کتاب‌ها رو تازگی خونده‌ام و همگی‌شون رو هم پیشنهاد میدم برای خوندن:

 

گهواره‌ی گربه - کورت فونه‌گوت

والا راستش من احساس کردم این تلاشی نافرجام برای نوشتن یک "مجمع‌الجزایر گالاپاگوس" دیگه بوده، که به بار ننشسته! این کتاب فونه‌گوت رو عجیب چندان نپسندیدم. البته نسبت به خیلی از کتاب‌ها هنوز یه سر و گردن بالاتره، ولی نمی‌دونم چرا احساس کردم این فونه‌گوت توی این کتاب، فونه‌گوت توی کتاب‌های دیگه نیست. زیادی ایده‌آلیست شده بود. زیادی شعار می‌داد.

و من سر آخر نفهمیدم بلاخره این "باکونون" یک شخصیت واقعیه، یا فونه‌گوت از خودش یه مذهب جدید اختراع کرده و خودش هم به اون کیش گرویده!!

پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد - ریچارد براتیگان

تا قبل از این کتاب، من فقط "در قند هندوانه" براتیگان رو خونده بودم. در مورد "صید قزل آلا در آمریکا" هم شنیده بودم کتاب مزخرفیه (بصورت مستند شنیده بودم! یعنی یه جایی خونده بودم! البته احتمالا به این قضیه که اولین کتاب براتیگان بوده هم بستگی داره. مطمئنا من با خوندن دو تا از کتاب‌هاش، براتیگان شناس نیستم که نظریه بدم واقعا جریان از چه قراره!)، در مورد این "پس باد ..." هم فقط همین رو خونده بودم که تازگی اومده توی بازار. خلاصه‌ی کلام اینکه بعد از خوندن کتاب، نظرم ۱۸۰ درجه نسبت به براتیگان برگشت، و در حال حاضر بنده با همین یک کتاب طرفدار پر و پا قرص و خفن ِ براتیگان شده‌ام! باور ندارید؟! می‌تونید از خودم بپرسید!!

البته "پس باد ..." آخرین کتاب براتیگانه، ولی نمی‌دونم این قضیه ربطی به خوب بودن و محشر بودن فوق العاده‌ی این کتاب داشته باشه یا نه. البته مطمئن هم نیستم همونقدر که من از این کتاب لذت بردم، بقیه هم ببرند. چون من بیشتر از داستان (که خوب در جای خودش خیلی محشر بود)، بیشتر با سبک داستان کیف کردم. تقریبا یه جورایی شبیه سبکیه که من دارم بدجور تلاش می‌کنم خودم برای خودم تثبیتش کنم. (به قولی چه غ...ط‌ها!)

سبک خفنی نیست. برای من فقط اینطوریه که هر چیزی که توی کله‌ام میاد، بدون فکر کردن اضافه روی کاغذ بریزم. اصلا هم برنگردم ببینم فاعل و مفعول جمله سرجاشون هستند یا نه. فقط بنویسم و بروم. باور کنید راحت‌ترین کار دنیاست. چون جمله و داستان و ایده همینطور مثل شیری که واشرش سوراخ شده باشه، سرریز می‌کنه!!

نمونه‌ی این کار براتیگان رو (که من صد در صد پیشنهاد خوندنش رو می‌دم) توی "پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد" ببینید، نمونه‌ی کار من هم توی این آدرس : مخملک .

دل سگ - میخائیل بولگاکف

بولگاکف رو توی ایران بیشتر بخاطر "مرشد و مارگاریتا" تحویل می‌گیرند و می‌شناسند. یعنی یه زمانی بود که "مرشد و مارگاریتا" خوندن، درست مثل پائولو کوئیلو خوندن تب شده بود! البته دلیلی نداشت خواننده کتاب رو بفهمه‌ها! بیشتر همون کلاس کار خوندن همچین کتابی مطرح بود. (زبونم مو درآورد بس که به کلاس گذاشتن از طریق کتاب خوندن گیر دادم!)

اما بولگاکف کتاب‌های دیگه‌ای هم داره که یکیش عبارته از "دل سگ". البته باید حواستون رو جمع کنید که یک نویسنده‌ی روسی زمان لنین و استالین، مطمئنا نمی‌تونه چیزی بنویسه که ته رنگ سیاسی نداشته باشه. یعنی حتی اگر قصه‌ی شب هم برای بچه‌ها نوشته باشه، اگر توش دقیق بشی می‌تونی ماجراهای سیاسی و نقد از وضعیت موجود و داد و بیداد نویسنده رو ببینی.

دل سگ هم از قضا یکی از همین کتاب‌ها است. هنوز کتاب رو تا ته نخونده‌ام که بخوام در مورد داستانش حسابی اظهار نظر کنم. (مجددا چه غ...ط‌ها!)

ولی سبک داستان خیلی خوبه. داستان‌های روسی همیشه همینطوری‌ هستند. ساده و سرراست. بدون اینکه خواننده رو دور سر خودشون بپیچونند. اصلا خبری از عقاید عجیب و غریب شخصیت‌ها نیست. شخصیت‌ها عادی‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین موجوداتی هستند که مثالشون رو هر روز میشه توی دنیای خودمون ببینیم. (برعکس مثلا براتیگان، که شخصیت‌های عجیب و غریبش در دکون هیچ عطاری پیدا نمیشه، ولی واسه همین به سبک خودش جذابه!!)

خلاصه. اینها کتاب‌هایی بود که فعلا من پیشنهاد دادم، و بجز "پس باد همه چیز را با خود خواهد برد"، هیچکدوم اونقدرها جدید نیستند و احتمالا باید اون یکی‌ها رو خونده باشید.

پس اگر نخوانده‌اید، دست بجنبانید و لذت ببرید! (چه غ...ط‌ها!)

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط شیرین  | 

لونه‌ی جدید

من رفتم اینجا:

http://maxmal.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 11:42 بعد از ظهر  توسط شیرین  |