تبليغاتX
Ear Splitting

Ear Splitting

یک پیشنهاد ِ تو راهی!

احتمالا همگی ما آدم‌های امروزی، نصف عمرمون رو توی اتوبوس و مترو و تاکسی و مینی‌بوس و امثالهم سپری می‌کنیم. همون نصفی که خیلی‌هامون شدیدا به حالش غصه می‌خوریم و دایم به این فکر می‌کنیم که اگر مثلا الان بجای اتوبوس، توی خونه بودیم، چه کارهای محشر و به درد بخوری که انجام نمی‌دادیم! (البته قبول کنید که این همه‌اش فکره‌ها! اگر اون موقع خونه بودیم، یا داشتیم خر و پف می‌کردیم یا پای اینترنت آف و ایمیل می‌خوندیم! باقی حالت‌ها هم مثل همین دو تا هستند.)

بنابراین خیلی‌ها سعی می‌کنند زمانی که توی رفت و آمد به محل کار یا درسشون صرف میشه رو یه طورایی پربار کنند. احتمالا خودتون خیلی دیدید که مردم این کار رو با فرو کردن یک عدد هدفون در پرده‌های محترم گوش و شنیدن آهنگ‌های گوشخراش انجام می‌دهند. البته کار بدی نیست. اما از اونجا که ثابت شده استفاده‌ی طولانی مدت از هدفون برای شنوایی مضره، بیاین یه راه بهتر و مفیدتر پیدا کنید.

خیلی‌هامون ادبیات رو دوست داریم. ولی از این ادبیات، شاید به اندازه‌ی یه کف دست بیشتر مطلب ندونیم. مثلا شاید بدونیم از فلان نویسنده‌ی خیلی مشهور تازگی‌ها یه داستان چاپ شده یا بدونیم کدوم کتاب توی ماه اخیر پرفروش‌ترین بوده. درسته، اما همگی‌مون اینو خوب می‌دونیم که ادبیات وادی خیلی گسترده‌ایه! احتمالا همه نمی‌تونند از همه‌ی گوشه و کنارهاش سر در بیارند. ولی حداقل دونستن یه شمه‌ای از این گوشه و کنارها، باعث میشه آدم احساس خفن روشنفکری و باحال بودن و چیز دونستن بکنه! (خیلی حس خوبیه! حتما تجربه‌اش کنید.)

پس پیشنهاد این بار من اینه: یه مجله‌ی روشنفکری بخرید و توی کیفتون بذارید. اون وقت می‌تونید موقعی که توی اتوبوس یا ... بیکار و بی حرکت نشسته‌اید، اون رو در بیارید و با یه ژست روشنفکرانه‌ی بسیار با کلاس، اون رو باز کنید و مطالعه بفرمایید. اینطوری هم از قسمت‌های گنگ ادبیات که چندان براتون آشنا نیست سر در میارید، هم وقتتون هدر نمیشه، هم کلی پز می‌دید!

یکی از انواع مناسب برای این کار، "کتاب ماه همشهری" هستش. این کتاب ماه، همونطور که از اسمش معلومه، یه ماهنامه است. یه ماهنامه‌ی ادبی که به مقولات زیادی می‌پردازه. توی این دو شماره‌ای که من ازش دیدم، هر بار یه نویسنده‌ی ایرانی مشهور و آثارش مورد بررسی و موشکافی قرار گرفته بود، کتاب‌های فارسی پرفروش ماه معرفی شده و نقد شده بود، کلی داستان کوتاه تالیفی و داستانک و داستان ترجمه داشت، و یه بخش خیلی خوب هم برای راهنمایی نویسنده‌های جوان و گوشزد کردن مشکلات رایج ِ اونها رو هم شامل می‌شد.

مثلا من تا قبل از خوندن "کتاب همشهری بهمن"، چیزی از نادر ابراهیمی و هوشنگ گلشیری نخونده بودم. اسم‌های مهمی توی ادبیات ایران هستند، ولی به دلایلی (از جمله نشناختن و پیگیر نبودن) سراغشون نرفتم. اما این مجله اونقدر من رو ترغیب کرد که بلافاصله کتاب‌های از این دو تا نویسنده رو هر طور شده پیدا کردم و خوندم.

و شاید حتی جالب باشه بدونید چند تا از پندهای داستان نویسی این مجله رو هم به کار گرفتم!!

مجله خیلی کوچیکه (از قطع یه کتاب درسی دوران دبیرستان کوچک‌تر. نمی‌دونم اسم قطعش چیه. پالتویی؟!)، صفحات گلاسه‌ی رنگی و زیادی داره، طراحی داخلی‌اش و صفحه آرایی‌اش محشره، و خلاصه، حسابی وقتتون رو پر می‌کنه. حتی برای منی که هیچ مجله‌ای بیشتر از 20 دقیقه دووم نمی‌آورد، تونست یکی دو ساعت سرگرم کننده باشه!!


پس پیشنهاد این بار » کتاب ماه همشهری


(البته اگر اهل ادبیات نیستید و خوره‌ی کامپیوتر و نرم افزار و سخت افزار، یا موبایل و امثالهم هستید، مجلات مشابه زیاده. نگران نباشید!)


راستی، ماهنامه "دانشمند" اردیبهشت خیلی خوب بود. پرونده‌ی پر و پیمونی داشت در مورد "فیزیک کوانتوم" و تمامی مفاهیم بنیادین و پایه‌ای اون به زبون ساده. اگر از فیزیک لذت می‌برید و دوست دارید هر از گاهی با خوندن مطالب گنده گنده‌ای که توی فهم نمی‌گنجه سرگیجه بگیرید (خصوصا توی اتوبوس!)، این شماره‌ی "دانشمند" رو هم پیشنهاد می‌کنم.


پ.ن: من خیلی دنبال اینطور مجله‌ها می‌گردم. مجله‌ای که بطور تخصصی به رشته‌ای پرداخته باشه و بعد از خوندنش، آدم احساس پرباری بکنه. اگر کسی چیزی می‌شناسه، لطفا بهم معرفی‌اش کنه! مرسی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 10:43 بعد از ظهر  توسط شیرین  |