تبليغاتX
Ear Splitting - اروپایی‌ها، هنری جیمز

Ear Splitting

اروپایی‌ها، هنری جیمز

اروپایی‌ها/هنری جیمز

 

هنری جیمز هم اتفاقا از همون اسم‌هاییه که هیچوقت فکر نمی‌کردم سراغش برم. اصولا این قضیه که "کلاسیک‌ها برای خونده نشدن نوشته شده‌اند" حسابی به مذاق من خوش می‌اومد و اصلا هم قصد نداشتم عقیده‌ام رو عوض کنم. اما خوب ... همین سامرست موام بود که یه مقدار من رو به این قضیه خوش بین کرد و از قضا، "اروپایی‌ها"ی هنری جیمز هم ثابت کرد اون عقیده‌ی قبلی من چرندی بیش نبوده!!

طبق گفته‌ی پشت جلد این کتاب، یکی از مضامین آشنا و مورد علاقه‌ی جیمز مقایسه‌ی روحیات، طرز تفکر و فرهنگ اروپاییان و آمریکاییان است. از این دو گروه یکی سنت‌گرا، ظاهرپرست، آداب‌دان، تصنعی و جا افتاده و دیگری جوان، خام، شکل نگرفته، ساده و غیر نقاد است. خود جیمز از نظر اندیشه بیشتر شبیه اروپایی‌ها است و در داستان‌هاش اغلب فرهنگ اروپایی رو ترجیح میده، اما در بیشتر مواقع این قهرمان آمریکایی داستان هست که برنده میشه.

داستان "اروپایی‌ها" داستان یک خواهر و برادر اروپایی است که در حدود سال‌های ۱۸۵۰، به دنبال یافتن اقوام مادری خودشون به آمریکا سفر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند مدتی در کنار اونها زندگی کنند. باقی ماجرا، هیچ اتفاق خاص و آتشفشانی‌ای نیست؛ باقی ماجرا فقط تعریف برخورد این دو گروه آدم با هم و طرز تفکرشون در مورد قضایای مختلف هست.

توی مقدمه‌ی کتاب به خواننده هشدار داده شده که "هنری جیمز" نثری پر تکلف و سخت داره. اما من که با خوندن کتاب هیچ جا به چنین مشکلی بر نخوردم!! اتفاقا داستان نثر ساده و روانی داشت و از اونجایی هم که داستان هیچ گره بزرگ و خاصی نداشت و فقط تعریف ماجراهای روزمره‌ی این خانواده بود، خواندن کتاب خیلی راحت و آسان صورت گرفت!

در عوض عبارت‌های هنری جیمز خیلی جادویی بود. گاهی اوقات برای تعریف یک چیز چنان مثال غریبی می‌آورد که موقع خوندن من به شخصه دهنم باز می‌موند!! مثلا این قسمت رو ببینید:

خوشبختانه با بانوان محترم زیادی آشنا شده بود؛ ولی حالا به نظرش می‌رسید که روابطش با آنها (مخصوصا وقتی که مجرد بودند) مثل نگاه کردن به عکس‌های قاب شده بوده است. حالا می‌دید که شیشه‌های قاب چقدر مزاحم بوده‌اند – چطور اصل تصویر را بد نشان می‌دادند و در آن اثر می‌گذاشتند؛ چطور عکس چیزهای دیگر را بر آن باز می‌تاباندند و آدم را سر در گم از این سو به آن سو می‌کشاندند.

به نظرتون جالب نیست؟ من که ندیده بودم تا بحال کسی اینقدر قشنگ روح و هیجان و نشاط یک نفر رو اینقدره جالب و زنده تشریح کنه. اینکه "شیشه‌ها چقدر مزاحم بوده‌اند" و یا اینکه "چطور تصویر چیزهای دیگر را در آن بازتاب می‌کردند" واقعا واقعا به من کیف داد!

البته باید هشدار بدهم این نسخه‌ی "اروپایی‌ها" که دست منه، چاپ سال 68 هستش و نمی‌دونم اگر هوس کردید این رو بخونید، چاپ جدیدتری از اون رو گیر بیارید یا نه.

اصولا کتاب خیلی خوبیه! خوندنش واقعا تجربه‌ی خوبی بود. هم داستانش خوب بود، هم اینکه آخر سر آدم راضیه که بلاخره بعد از خوندن این همه خزعبلات رنگارنگ، بلاخره یه کلاسیک خونده!! (:دیی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط شیرین  |